
موضوع اين قسمت را با يك مثال شروع مي كنم:
دوستي داشتم كه هميشه در زمينه موفقيت مطالعه داشت.تقريبا غير ممكن بود كه هميشه در كيفش كتاب يا حداقل مجله يا نوشته اي در مورد موفقيت نداشته باشد و به دانستن نام نويسندگان كتاب هاي موفقيت افتخار مي كرد و شايد فقط به خاطر اينكه "كم نياورد" اكثر كتابهاي موفقيت را خوانده بود و بارها خود شاهد بودم كه نام كتاب برايش بيشتر از محتواي كتاب اهميت داشت و خود را فردي اجتماعي روشنفكر و امروزي مي دانست.دركنار برخي از رفتارهاي خوبش يك عيب بسيار بزرگ داشت:مطالب را در مورد موفقيت فقط به خاطر مي سپرد و تئوري موفقيت را مي دانست اما در عمل شايد تنها يك صدم خوانده هايش را باور داشت و به آن عمل مي كرد...
نمي دانم اكنون آن دوست عزيزم اين مطلب را خواهد ديد يا خير اما دوستان عزيزم ذهن خود را با كتاب ها و خيل عظيم مطالب كه در مورد موفقيت نوشته مي شود پر نكنيد و بگذاريد ذهنتان نفس بكشيد.اگر مطلب يا كتابي خوانديد.زمانيكه آن مطلب يا كتاب را به پايان رسانيد از خود سوال كنيد : نكته آموزنده ي اين مطلب چه بود و چگونه مي توانم براي بهبود زندگي ام از آن استفاده كنم؟
سپس آن نكته را در زندگي خود به كار ببنديد و تاثيرش را ببينيد.مثلا مطلبي درمورد مسئوليت پذيري خوانديد تمام سعي خود را به كار ببنديد تا فردي كاملا مسئوليت پذير و قابل اطمينان شويد.مسئوليت قبول كنيد و از آن فرار نكنيد سپس به سمت مطلب ديگر برويد.
"آگاه باشيد كه با از اين شاخه به آن شاخه پريدن هيچ چيزي نصيب تان نمي شود"
عملگرا و قدرتمندباشيد

