تبليغاتX
موفقیت یک اتفاق نیست

روزی که شروع به نوشتن این وبلاگ کردم هیچگاه به این موضوع فکر نمی کردم که چقدر بازدید کننده خواهم داشت و تنها بر این باور بودم که اگر تنها یک بازدید کننده داشته باشم که بتوانم تاثیری مثبت در او بگذارم و بتوانم تغییری مثبت در او ایجاد کنم رسالت خویش را انجام داده ام.

من نه وبلاگ نویس حرفه ای هستم و نه کارم ربطی به وبلاگ نویسی دارد.حقیقت این است که به اسرار دوستان شروع به نوشتن کردم که اگر شوق موفقیت تو نبود هرگز چنین کاری نمی کردم.

در این مدت به با ارزش ترین چیزها دست یافتم که با ارزش ترینش تو بودی دوست من.

به خود افتخار می کنم که دوستانی چون تو دارم.مخصوصا دوستانی که با نظر دادن هایشان باعث دلگرمی و راهنمایی ام شدند.

از نظر ها و ایمیل هایتان بسیار سپاسگذارم و خالق مطلق را شاکرم که کم و بیش توانستم دانسته هایتان را به شما عزیزان قدرتمند یاداوری نمایم.لذتی که بعد از خواندن نظرات تشکر شما و ایمیل های زیبایتان کسب می کنم قابل وصف نیست.تا حد امکان سعی می کنم تا جواب گوی ایمیل ها و نظرات شما عزیزان هنگام به روز کردن وبلاگ باشم اما پاسخگویی به تمام نظرات و ابراز لطف هایتان امکان پذیر نیست زیرا که وقت من برای وبلاگ محدود است.

چون خودم را نسبت به تو و موفقیت تو متعهد می دانم سعی خواهم کرد هر هفته و یا نهایتا هر دو هفته وبلاگ را به روز کنم که اکثرا در اخر هفته (جمعه شب ها) اینکار را خواهم کرد و به نظرات شما عزیزان حدالامکان در هنگام به روز کردن وبلاگ پاسخ خواهم داد. اما همه روزه و در هر زمانی منتظر نظرات و انتقادات شما عزیزان هستم.

                                       همراهان صمیمی از تمام شما سپاسگذارم

                                                 همواره سربلند و شاد باشید

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 23:39 توسط رضا محمدی| |

1-یاد خداوند متعال ارام بخش قلبهاست "ارامش"

"ارامش " واژه ای است که بسیاری از افراد دنیا حاضرند تمام دار و ندار خود را بدهند تا لحظه ای طعم ان را بچشند . "ارامش " واژه ای که در لا بلای هیاهوی روزانه گم شده است . اما نقش نماز : دوستان این یک واقعیت است که تمام انسانها فطرت الهی دارند و کششی به سوی یک حقیقت مقدس .اما زمانی که انسان نماز نمی خواند رنجشی نامرئی به سراغش می اید .

 به قول مولونا :"هر کسی کو دور ماند از اصل خویش      باز جوید روزگار وصل خویش ". خود را با تمام سر گرمی های دنیا سرگرم می کند اما باز حس می کند چیزی را گم کرده است و ارامش خود را از دست رفته می پندارد ,واقعیت این است که شخص از اصل خویش دور شده و ارامش واقعی خود را از دست داده است . نماز اتصال به یک ضمیر غیب است برای بازگشت ,برای رسیدن به خود خود .

2-اعتماد به نفس :

وقتی یک قدم به سمت خدا برداری ,خداوند صد قدم به سمت تو خواهد امد . و چه اعتماد به نفسی بیشتر از این که بدانی تکیه گاهت کسی است که هیچ قدرتی یارای مقابله با او را ندارد . بدانی خالق دنیایی که در ان زندگی می کنی همواره پشتیبان توست و خوب ,مسلما او صلاح کارمان را بهتر از همه می داند .

3-برنامه ریزی :

در طول روز 5 نوبت نماز خواهی خواند البته اکثرا در سه نوبت می خوانند,(صبح ,ظهر و عصر , مغرب و عشا ) . اگر در محل کار یا در هر کجایی باشی به یک برنامه ای نیاز داری و باید وقتی برای اینکار کنار بگذاری .

4-اولویت بندی :

با خواندن نماز اول وقت می توانی حس اولویت بندی در خودت را پر رنگ تر کنی . وقتی در حال مشغول کاری هستی ناگهان صدای اذان را می شنوی و دست از کار می کشی تا نماز بخوانی مسلما به تو کمک خواهد کرد که در کارهای دیگرت نیز اولویت بندی را رعایت کنی .

5-مسئولیت پذیری :

تو خود را مسئول و موظف می دانی که در زمان مشخص نمازت را بخوانی مسلما این مسئولیت پذیری در تمام ابعاد زندگی ات تاثیر خواهد گذاشت و تو را به انسانی مسئولیت پذیر و قابل اتکا تبدیل خواهد کرد .

6-غلبه بر تنبلی :

هر چی می کشیم از این تنبلی است . یکی از بهترین راه ها برای مقابله نماز است . صبح که از جای گرم و نرمت دل بکنی و بری وضو بگیری تا نماز بخوانی نا خود اگاه به جنگ با این غول پرداختی .

7-پاکیزگی :

با خواندن نماز سعی می کنی خودت را به الودگی ها نیالایی . چه الودگی های روحی و چه الودگی های جسمانی .

8-رفع احساس تنهایی :

وقتی یکی رو داری که همیشه حاضر به درد ودلهای تو گوش بده ,کسی که به وفاداریش مطمئن هستی . ایا باز هم احساس تنهایی می کنی . خداوند هزاران بار از مادرت نسبت به تو دلسوزتره . گاهی اوقات شاید به چیزهایی که می خواستی نرسیدی اما مطمئن باش که صلاح تو همین بوده .

"صد بار اگر توبه شکستی باز ای " او خدای تواب و رحیم و همیشه منتظرته . smsجالبی رو یکی از دوستام برام فرستاده بود به این مضمون :"روی هر پله ای که باشی خدا یک پله از تو بالاتره ,نه به خاطر اینکه خداست به خاطر اینکه دستت رو بگیره "

9-... و هزاران دلیل دیگه که مجال پرداختن به همه انها نیست .

                    "همه از بهر تو سر گشته و فرمانبردار "

                          

             "شرط انصاف نباشدکه تو فرمان نبری "

نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 23:40 توسط رضا محمدی| |

فقط با چند کار ساده که هزینه ای هم نداره می توانید دنیای خودتان را تغییر دهید. پس متوجه شدید شما قادرید دنیای خودتان را تغییر دهید و انهم تنها با یک کار و ان اینکه "خودتان تغییر کنید"  و ببین چقدر جهان دوست داشتنی می شه  وقتی :

1-همیشه لبخند روی لبهاته و چهره پر مهری داری =همه ادمهای دنیا باهات مهربون هستند

2-ادم قابل اطمینانی هستی و دوستای زیادی دورو برت هستن=همه ادمهای دنیا تو رو دوست دارند

3-بدون توقع دیگران رو دوست داری و در قید و بند دیگران نیستی=هیچ کس تو رو اذیت نمی کنه

4-به ارزش وجودی خودت و به این جمله پی بردی که تو اشرف مخلوقات هستی=همه می خوام مثل تو باشن

5-کار ناتمام نداری و هیچ استرس و نگرانی را در وجودت حس نمی کنی=همه برای ارامش تو تلاش می کنند

6-تمام کارهات با برنامه ریزی است و وقت را غنیمت می شماری=همه دوست دارند تو مدیرشون باشی

7-می دونی که فقط یکبار زندگی می کنی و ارزش واقعی تک تک ثانیه ها را می دانی=همه دوست دارند معنی لحظه را پیش تو درک کنند

8-با صدقه دادن و کمک به دیگران شاهد لبخند و امید تو چهره ی افراد می شوی=همه به تو افتخار می کنند

9-به معجزه اعتقاد داری اما منتظر معجزه نمی مانی=همه از واقع بینی تو لذت می برند

10-عاشق خودت هستی و اعتماد به نفست فوق العاده است=همه بهت اعتماد می کنند

نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 23:33 توسط رضا محمدی| |

با شروع ترم جدید و پیشنهاد یکی از دوستانم تصمیم به ارائه این مطلب گرفتم. در این قسمت سعی کردم بیشتر تجربیات خودم را بیان کنم.چون در ترم های اول دانشگاه اغلب دانشجویان گرامی دچار افت تحصیلی می شوند و این نه به خاطر عدم توانایی بلکه به خاطر کم تجربه گی و بی تجربه گی دوستان است.چون تا کنون در چنین وضعیتی قرار نگرفته بودند. امیدوارم این بخش برایتان موثر و مفید واقع شود.در ضمن اگر تجربه یا نظری داشتید می توانید در بخش نظر ها اعلام نمایید:

اغلب دانشجویان در ترم های اول به مشکل بر می خورند و این ناشی از تفکرات غلط در مورد دانشگاه و شیوه تحصیل در ان است.

یکی از این تفکرات غلط این است که افراد فکر می کنند چون دیگر وارد دانشگاه شدند همه چیز تمام شده است و دیگر درس خواندن تمام شد.چون وارد دانشگاه شده اند حتما با مدرک خارج خواهند شد پس پاس کردن واحد ها کافی است و حتما پاس خواهند کرد.اگر درس هم نخوانند با کمکهای بی دریغ استاد دکتر و مهندس و... خواهند شد.مشکل این افراد این است که هدفشان فقط عبور از سدی به نام کنکور و قبولی در دانشگاه بوده است. یکی از دلایل این تفکر غلط فشارهایی است که در دوران کنکور و قبل از ان بر داوطلب وارد می شود. فشارهایی از طرف خانواده .مقایسه با سایر افراد.موقعیت اجتماعی.چشم رو هم چشمی و ... .

اینگونه افراد اغلب بی انگیزه اند و برای کاهش فشارها و یا حتی بخاطر خدمت سربازی وارد دانشگاه شده اند.اما برای حل این مشکل که خیلی ها با ان دست به گریبانند: این افراد باید قبول کنند :

اول اینکه با ورود به دانشگاه نه تنها چیزی پایان نمی یابد بلکه همه چیز اغاز خواهد شد.اغاز برای یک دوره تازه از زندگی افراد.اغاز برای یک دنیای دیگر. این افراد باید یک هدف بلند مدت انتخاب نمایند.

دوم اینکه وضعیت موجود را قبول کنند.این خیلی مهم است.عده ای برای توجیه کم کاری و تنبلی خود عنوان می کنند "این رشته ای نبود که من می خواستم".خوب اگر می توانستی بهترش را قبول می شدی.پس دنبال مقصر نگرد.همین رشته ای را که داری قبول کن.سعی کن در ان بهترین باشی.

*یا راهی خواهم یافت و یا راهی بوجود خواهم اورد*

سوم اینکه با ایجاد انگیزه.جاذبه و جذابیت های درسی در خود انگیزه بهتر شدن و بهترین بودن را زنده کنند .این جاذبه و جذابیت ها می تواند با گرفتن نمره بالا در یک یا چند درس تخصصی رخ دهد.

اما تفکر غلط دوم که اغلب دامن گیر افراد برتر کنکور می شود (رتبه های زیر 1000) این است که بعد از یک یا چند سال مطالعه مستمر و پیوسته پس از قبولی در رشته دلخواه به فکر استراحت در دانشگاه می افتند.(این حرف من نیست می توانید به امار مشروطی های دانشگاه های معروف کشورمان رجوع کنید) در صورتی که دانشگاه جای استراحت نیست بلکه یک ماراتن علمی دیگر است.

گاه یکی از دلایل عدم موفقیت افراد عدم انعطاف پذیری افراد است. منظورم از انعطاف پذیری تطبیق شرایط خود با شرایطی که تا کنون تجربه نشده است.

شخص در دانشگاه دیگر با یک سری از محدودیت ها مواجه نیست. روابط ازادتری دارد.کسی او را به خاطر نمره سرزنش نخواهد کرد (چون اکثرا افراد خانواده از نمرات بی خبرند) .خود شخص انتخاب می کند چه درسهایی و چند واحد انتخاب نماید.در این وضعیت شخص خود را ازاد می بیند و تنها به خودش جواب می دهد.پس همه چیز طبق میل و خواسته اوست.

پس اگر تا کنون انطور که باید نبوده اید غصه نخورید.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 23:39 توسط رضا محمدی| |

توصیه هایی مربوط به درس واستاد:

*مطالعه را از همان روزهای ابتدایی ترم اغاز کنید.

منتظر تعطیلی چند روزه نباشید تا سر فرصت شروع به خواندن نمایید.شاید تا اخر ترم این وضعیت پیش نیاید. دوستان اگر کاری را 21 روز انجام دهید ان کار تبدیل به یک عادت خواهد شد پس عادت کنید که درس هر روز را همان روز بخوانید.

*واقعا در کلاس حضور داشته باشید.

یعنی تنها حضور فیزیکی کافی نیست.اینگونه نباشد که ذهن شما پیش بچه های بوفه و جسمتان در کلاس درس باشد.

**حدالامکان سعی کنید جزوه را بصورت گام به گام بنویسید.

این توصیه را حتما جدی بگیرید.چون گاهی بعضی از اساتید همه چیز را در جزوه بیان نمی کنند و این شما هستید که باید هوشیار باشید.به فکر زمانی باشید که جزوه را مطالعه خواهید کرد.دیگر انجا استاد حضور ندارد که بگویید:"استاد این قسمت چگونه حل شد" و یا "استاد این قسمت از کجا امد"

فایده دیگر روش گام به گام یادگیری بهتر است.چون در این حالت شما مراحل را گام به گام در ذهنتان ثبت خواهید کرد و یادگیری اسان تر خواهد بود.

*خودتان را درگیر کلاس کنید.

سوال بپرسید.به سوالات پاسخ دهید.اگر روش دیگری به ذهنتان رسید بیان کنید.اینطور هم بهتر یاد خواهید گرفت و هم اعتماد به نفستان به شدت تقویت خواهد شد.

*شوخی کنید اما به جا.

با هم بخندید.طوری نباشد که کلاس را به خاطر شوخی و صحبت بی خیال شوید.

*بدانید شما استاد نیستید.

زمانی که استاد در حال تدریس است به دقت گوش کنید و اگر همکلاسی شما از شما سوالی پرسید خودتان را درگیر نکنید.از او بخواهید که از استاد سوالش را بپرسد.در غیر اینصورت در پایان کلاس به سوالش پاسخ دهید. البته این را بدانید که اموختن به دیگران باعث تثبیت بیشتر اموخته های خودتان خواهد شد. به دیگران بیاموزید اما در زمان مناسب.

*منابع و مراجعی را که اساتید معرفی می کنند سعی کنید حتما تهیه نمایید.

بدانید هیچ جزوه ای به حد کمال کامل نیست پس ممکن است حین خواندن سوالاتی برای شما بوجود اید.((گاهی سوالات پایان ترم ازسوالات همان منابع و مراجع است)) .

*این جا دبیرستان نیست.

انتظار نداشته باشید که امحان پایان ترم شما عین جزوه شما باشد.مفهومی یاد بگیرید .حفظ نکنید.چون حفظ کردن صرف,تنها استرس شما را افزایش می دهد و کافی است شما نتوانید سر جلسه استرس خود را کنترل نمایید.

*به نمونه سوالات و تمرینات اساتید بیشتر دقت کنید.

گاهی بعضی از اساتید نمونه سوالات و تمریناتی را به دانشجویان می دهند اما اغلب دانشجویان می گویند: "ما همین جزوه را فول شیم کافی است" و تنبل تر ها : "همین جزوه را تمام کنیم شاهکار کرده ایم" .واین سوالات را نمی خوانند و مثالهای جزوه را به انها ترجیح می دهند .این یک اشتباه محض است. نمونه سوالات می تواند به شما کمک کند که متوجه شوید چه سوالاتی برای استاد دارای اولویت اند و با نحوه سوال دادن استاد اشنا خواهید شد.در ضمن گاهی نکاتی در این نمونه سوالات به چشم می خورند که در جزوه ممکن است نباشد.

*کوئیز ها و امتحان های داخلی را جدی بگیرید.

گاهی بعضی از اساتید امتحانهای داخلی (کوئیز) علاوه بر 20 نمره می گیرند.یعنی اگر صفر شوید تاثیری در نمره شما ندارد اما اگر 20 شوید در نمره شما تاثیر مثبت دارند. اغلب دانشجویان این امتحانات را به خاطر مزیتی که برایشان ذکر شد جدی نمی گیرند و حتی به خاطر همین امتحانات در کلاس حضور پیدا نمی کنند!!! اما اگر بخواهید در این امتحانات شرکت کنید و خود را اماده کنید,در هر سری بخش هایی از درس را مطالعه و مرور خواهید کرد و با کلاس پیش خواهید رفت.

**امتحان میان ترم را جدی بگیرید.

گاهی اوقات بعضی از اساتید با اینکه امتحان میان ترم را می گیرند اما به دانشجویان فرجه ای می دهند و ان فرجه این است که امتحان پایانی را از 20 نمره لحاظ می کنند.برای همین اغلب افراد می گویند: "بماند,همان وقت -امتحان پایانی- می خوانیم" .این کار باعث می شود تنها بهانه برای درس خواندن برای عده ای از دانشجویان -قبل از امتحان پایانی- از بین برود و خواندن ان درس تنها به شب امتحان موکول شود.

دومین مزیت امتحان میان ترم این است که دست استاد را یرای نمره دادن به شما باز می گذارد.اگر شما امتحان میان ترم نداده اید و امتحان پایان ترم خود را خراب کرده اید,استاد به چه بهانه ای به شما نمره بدهد؟

***در خود حس اضطرار بوجود اورید.

مثلا امتحان میان ترم شما 3 هفته بعد است.به خود بگویید من دو هفته دیگر امتحان میان ترم دارم و باید تا انوقت کاملا اماده باشم.انقدر به خود تلقین کنید تا باورتان شود که واقعا دو هفته دیگر امتحان دارید.تمام تلاش خود را برای گرفتن بالاترین نمره بکار ببرید.با این روش شما 7 روز از زمان واقعی و برنامه ریزی جلو افتاده اید.در 7 روز باقیمانده تا امتحان می توانید رفع اشکال نمایید.نمونه سوال حل کنید و... .

مزیت این کار این است که استرس شما برای امتحان فوق العاده کاهش می یابد. با ایجاد حس اضطرار (جلو انداختن خود از زمان) موفقیت در امتحانات را تضمین کنید.

*برای نمره 20 بجنگید نه برای نمره قبولی.

 اگر برای 20 تلاش کنید نمره قبولی حتما حاصل خواهد شد اما اگر برای نمره قبولی تلاش کنید نه تنها 20 بلکه نمره قبولی نیز حاصل نخواهد شد.

*درسهایی را که فکر می کنید بلد هستید و یا درسهای حفظ کردنی را بیش تر بخوانید.

 اشتباه رایج بین دانشجویان این است که چون فکر می کنند این درسها را که اغلب نمره اور و حفظ کردنی هستند بلد هستند نمی خوانند تا شب امتحان.به یکباره می بینند که حجم عظیمی از این مطالب باقی مانده و وقتی برای مطالعه ندارند.در این صورت براحتی نمره از دست می دهند.یا همین درس ساده را به زور پاس می کنند یا اصلا پاس نمی کنند!!!

چند طرز تفکر اشتباه در دانشگاه:

*استاد خودش کمکم خواهد کرد.این طرز تفکر کاملا اشتباه است.اتفاقا استادان به کسانی که نمره های بالا گرفته اند بیشتر کمک می کنند (نمره می دهند) تا کسانیکه لبه مرزی هستند.

* "من شب امتحانی ام ,دو روزه (با تعطیلیه بین امتحانات حساب کردم) تمام درس را می خوانم" .دوستان هر چقدر که ذهن قدرتمندی داشته باشید اما این روش انقدر استرس شما را افزایش می دهد که با ننوشتن اولین سوال سر جلسه ذهنتان بکلی اشفته شده و مجبور خواهید شد برگه را سفید بدهید. دوست خوبم حتی اگر قبول کنیم تو ذهن محشری داری,وقتی دو روزه اینقدر خوب نتیجه می گیری پس اگر چندین روز یا ماه اینکار را بکنی غوغایی به پا می کنی.چرا اینکار را نمی کنی؟

* "من n ترم مشروط شده ام پس مسلما اینبار نیز نتیجه نخواهم گرفت.مشروط خواهم شد و در نهایت اخراج می شوم.اشتباه نکنید دوستان ,بهترین زمان برای تحول یک انسان زمانی است که در اوج شکست ها قرار دارد و دیگر وضعیت کنونی برایش غیر قابل تحمل باشد.در این صورت تغییر برای او یک باید است. بسیاری از اشخاص را می شناسم که مشروط شدنشان باعث اوج گرفتنشان شد. انها با ایجاد حس اضطرار این چنینی "اگر اینبار مشروط شوم اخراج خواهم شد" به کلی تغییر کرده اند.

*اگر اعضای خانواده را از وضعیت تحصیلی خود اگاه کنم ابرویم می رود.دوستان اصلا اینطور نیست.اتفاقا این کار چندین مزیت دارد: اول اینکه شما را به تلاش بیشتر وادار می نماید تا در مقابل خانواده خود شرمنده نشوید. دوم اینکه خانواده در جریان تحصیل شما قرار می گیرد و بیشتر شما را درک خواهد کرد. و سوم اینکه خانواده به داشتن فرزند صادقی چون شما افتخار خواهد کرد.

و اما حرف اخر:

ثانیه ها در حال گذر هستند و تو نمی توانی زمان را نگه داری.عمر تو می گذرد پس همین حالا تلاشت را بکن که در انتهای جاده زندگی ات با حسرت به عقب نگاه نکنی و پایان بخش زندگی ات یک افسوس و اه باشد.

موفقیت در موفقیت تحصیلی خلاصه نمی شود اما یکی از مطمئن ترین راه های موفقیت,موفقیت تحصیلی است.

برای بدست اوردن این موفقیت (موفقیت تحصیلی) باید بهای ان را بپردازی.باید تلاش کنی.بی خوابی بکشی. مشقت ها و زحمتهای بسیار باید بکشی تا بتوانی بهایش را بپردازی و به دستش اوری.

                  نا برده رنج گنج میسر نمی شود              مزد ان گرفت که جان برادر کار کرد.

                                                 قدرتمند باشید

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 23:35 توسط رضا محمدی| |

دوستان پرفسور سمیعی را که می شناسید . اگر بخواهم افتخارات ایشان را برایتان بگویم یک عمر طولانی می خواهد اما درباره ایشان فقط این جمله بس که ایشان را " ابوعلی سینا " ی ثانی لقب داده اند .

از پرفسورسمیعی سوال شد که :ایا می توان در حلبی آبادهای حاشیه شهرهای بزرگ و فقیر جهان هم به پیشرفتهای بزرگ علمی نایل شد . که ایشان در جواب گفتند :

صد در صد . من مطمئنم که در هر گوشه ای از دنیا هیچ کس نمی تواند جلوی تفکر انسان را بگیرد . یکی از اسرار بزرگ مغز شما می تواند دنیا را نزد خود بیاورد و در آن تحقیق و تفحص کرده و در مغز خودتان افکاری را بوجود بیاورید که دیگران نداشته اند و بدین ترتیب بتوانید کارهای جدیدی برای دنیا انجام دهید .

و اما توصیه پرفسور سمیعی :

توصیه من این است که جوانان نیروهای بی بدیل شان را روی چند موضوع متمرکز نکنند و تنها به هدفی بپردازند که

برای شان بسیار حیاتی و حائز اهمیت است .

در غیر این صورت پریدن از این شاخه به ان شاخه نمی تواند الگویی برای پیشرفت کردن نیل به اهداف مهم و شاخص شدن در یک حوزه از علم باشد .

خب دوستان مطمئن هستم که منظورم را از آوردن این مطلب متوجه شدین پس یکبار دیگه مطلب را بخوانید و یا علی بگویید و موانع ( که بیشتر بهانه است تا موانع ) را از سر راه بردارید .

                                                               سربلند باشید

نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 23:57 توسط رضا محمدی| |

 اگه بدونی یه عمر تلاش می کنی و آخرش هم به چیزی نمی رسی آیا بازم هم تلاش می کنی ؟ اصلا آیا باز انگیزه ای داری؟ کار خوب و بد برات معنی داره؟

اصلا بیایید اینقدر کلی به موضوع نگاه نکنیم. جزیی تر:

اگر بدونی وقتی یه کار خوب هر چند کوچک را انجام بدهی یا یکی از تکالیفت یا کارهای مهم ات را فرقی نداره و در قبالش جایزه ای (نتیجه مثبت یا بهتر بگم نتیجه خوشایند) نگیری چطور می توانی برای ادامه انگیزه داشته باشی.

اما قانون تشویق و تنبیه چی می گه:

می گه که حتی برای موفقیت های کوچک خودت جشن بگیر و طعم پیروزی در کارهاتو بچش. مطمئن باش اینقدر شیرین هست که تو را به موفقیت های بزرگ تر و تلاش بیشتر مجبور کند.

و عکس همین عمل هم صادقه.

دوستان قانون تشویق و تنبیه شاید الان که مطلب را می خوانید یه چیز ساده باشد اما خواهش می کنم یکبار امتحان کنید و به شیرینی موفقیتی که می گم برسید.

دوستان یکسری از ما رفتار شرطی داریم.اکثرا ماها اینجور هستیم.

بذارید یک مثال در مورد خودم برایتان نقل کنم :

یادمه دوم یا سوم دبستان بودم. از لباس کاموایی متنفر بودم و حتی چند لحظه هم نمی توانستم لباس کاموایی بپوشم و زمستان ها هم نمی پوشیدم. تا اینکه یک روز که صبحگاه سر صف ها ایستاده بودیم مدیر مدرسه از من خواست که روی سکو بروم و از بچه ها خواست که من را تشویق کنند. جالب بود چون فقط من را دعوت کرد.بعد از تشویق بچه ها مدیر گفت که این مراسم بخاطر این بود که از من بخاطر خوب درس خواندنم تشکر کنند ودر پایان به من یک جایزه داد. با ذوق و شوق منتظر بودم که زنگ اخر بخوره و ببینم چیه.خانه که اومدم سریع جایزه ام را از کیفم در آوردم. زود جلد روش را پاره کردم یک لباس کاموایی سفید بود که روش عکس میکی موس بود.(هیچ وقت یادم نمی رود ) با چنان غروری لباس را پوشیدم که انگار نه انگار از لباس کاموایی متنفر بودم و حاضر بودم از سرما بلرزم و لباس کاموایی نپوشم. آن لباس را خیلی دوست داشتم. سالها گذشت و بعد از چندین سال فهمیدم ( یعنی مادرم خودش گفت )که آن لباس کاموایی را مادرم خریده بود و از مدیر خواسته بود که به من بدهد.چون این تنها راهی بود که من حاضر به پوشیدن این لباس بودم.

                                                                                         قدرتمند باشید

نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 15:13 توسط رضا محمدی| |

ماه من غصه نخور

ماه من غصه نخور زندگی جزر و مد داره                      دنیامون یه عالمه ادم خوب و بد داره

ماه من غصه نخور همه که دشمن نمی شن               همه که پر ترک مثل تو و من نمی شن

ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه                           خیلی کم پیدا می شه کسی رو حرفش بمونه

ماه من غصه نخور گریه پناه ادماس                            تر و تازه موندن گل ماله اشک شبنم هاس

ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمی شه                 اونیکه غصه نداشته باشه ادم نمی شه

ماه من غصه نخور خیلی ها تنهان مثل تو                   خیلی ها با زخم های زندگی اشنان مثل تو

ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت                خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت

ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمی شه                 اونیکه غصه نداشته باشه ادم نمی شه

ماه من غصه نخور دنیارو بسپار به خدا                        هر دو مون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا

نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 15:2 توسط رضا محمدی| |

برای تاثیر روی افراد یکی از اسانترین و کاربردی ترین راهها این است که ببینید طرف مقابل جزءکدام از دسته های زیر است :

افراد بصری :

کانال اولیه ارتباط : چشم نحوه تشخیص : غالبا سریع حرف می زنند برای تفریح دوست دارند به جاهای قشنگ بروند و در صحبت هایشان بیشتر از کلمات چه قشنگه چه زشته و ... استفاده می کنند .

این افراد باید محبت را ببینند نه این که بشنوند . عاشق دریافت کادو هستند . هنگام ارتباط با این قبیل افراد :

سرعت کلام خود را افزایش دهید و با سر و گردن حرف بزنید . به انها زیاد نگاه کنید . از فیلم و تئاتر صحبت کنید .

نکته مهم :افراد بصری از ثبات شخصیتی چندانی بر خوردار نیستند . سریع عاشق می شوند و اگر مدت طولانی کسی را ندیدند او را فراموش می کنند .

2) افراد سمعی :

کانال اولیه ارتباط :گوش

نحوه تشخیص : دوست دارند مطلبی را بارها بشنوند . شمرده و موزون حرف می زنند . تکه کلامشان : گوش کن . چقدر شلوغ . چه ساکت . چه لحنی و ... است . بیشتر به رادیو علاقه منداند تا تلویزیون . مکالمات تلفنی طولانی دارند هنگام ارتباط با این افراد :

مواظب حرف زدنتان باشید .با لحن و آهنگ خاصی صحبت کنید . سعی کنید زیاد به او تلفن بزنید و مرتبا تاییدش کنید .

توجه چندانی به کادو ندارند اما به کلمات دلنشین اهمیت زیادی قائلند .

3) افراد لمسی :

کانال اولیه ارتباط : لمس کردن

نحوه تشخیص : تا لمس و احساس نکنند از درک عاجزند . معمولا درون گرا . متین و منطقی اند . عموما آرام حرکت

می کنند و حتی آرام فکر می کنند .

تکیه کلامشان :قابل دسترس. سخت . سنگین . خشک و ...

غالبا آهسته و با طمانینه صحبت می کنند . برای اینکه به این افراد ثابت کنید دوستشان دارید یا با آنها احساس همدردی می کنید باید انها را لمس کنید مثلا دستشان را بگیرید و یا برای تایید شانه شان را لمس کنید و گرنه گفتن دوستت دارم یا خریدن کادو هیچ فایده ای ندارد .

دوستان یکی از دلایل عدم ارتباط موفق این است که ما پیام ها را بر اساس سیستم ذهنی خود ارسال می کنیم و چون طرف مقابلمان سیستم ذهنی اش با ما متفاوت است ناتوان از درک ان است . همانطور که برای دریافت پول از حسابتان

کد اشتباهی به عابر بانک بدهید پولی دریافت نخواهید کرد .

پس بهترین راه این است که ابتدا تشخیص دهید طرف مقابلتان جزء کدام دسته می باشد و سپس اقدام به برقراری ارتباط نمایید .

نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 14:47 توسط رضا محمدی| |